معنی گریهآلود
4 بازدید
[ گِ رْ یَ / یِ ] (ن مف مرکب) داغدار شده از گریه و اشک. (ناظم الاطباء): تماشای گل و شبنم گوارا باد بر بلبل که بوی گل نمی ارزد به روی گریه آلودش. صائب (از آنندراج). این زمان افسرده ام صائب و گرنه بیش از این میچکد آتش ز چشم گریه آلودم چو شمع. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «گریهآلود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر