معنی گریم
19 بازدید
[ گِ ] (اِخ) ویلهلم. نویسندهٔ آلمانی که در هانو به دنیا آمده است. (۱۷۸۶ - ۱۸۵۹م.). مصنف حکایات ملی آلمان است. درین کار برادرش ژاکب (یعقوب) (۱۷۸۵ -۱۸۶۳م.) با وی همکاری کرده است. او موجد فقه اللغهٔ زبان آلمانی است و فرهنگی آلمانی را شروع کرد که بعد از او هم ادامه یافته است.[ گِ ] (اِخ) فریدریش ملشیور بارن فُن. عالم ادبیات و ناقد آلمانی متولد در راتیسبون دوست مادام دپینه . مکاتبات ادیبانه ای که از او باقیمانده بسیار سودمند است (۱۷۲۳ -۱۸۰۷م.).[ گِ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان بم، واقع در ۲۸۰۰۰گزی جنوب باختری بم و ۱۲۰۰۰گزی جنوب شوسهٔ بم به کرمان. هوای آن معتدل و دارای ۲۳۹ تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «گریم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر