معنی گریشه
7 بازدید
[ ] (اِخ) دهی است در یازده فرسخی میانهٔ شمال و مغرب چارک. (فارسنامهٔ ناصری ص ۲۸۹).[ گُ شَ ] (اِخ) دهی است از دهستان باباجانی بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان واقع در ۲۹۰۰۰گزی جنوب خاور ده شیخ کنار رودخانهٔ زمکان. هوای آن معتدل، دارای ۲۰۰ تن سکنه است. آب آنجا از رودخانهٔ زمکان است. محصول آن غلات، حبوبات، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. ساکنین از طایفهٔ باباجانی هستند غلات را در دشت حر زراعت مینمایند. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «گریشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر