معنی گریسه
9 بازدید
[ گِ سَ / سِ ] (اِ) فریب و مکر. (برهان) (آنندراج). رجوع به گریش و کریسه و گریس شود. (حاشیهٔ برهان چ معین). || چاپلوسی. (برهان) (آنندراج). چه گریسیدن بمعنی فریب دادن و چاپلوسی کردن است. رجوع به کریسیدن شود.
کلمات همقافیه با «گریسه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سه» برای سرودن شعر