معنی گریزیدن
9 بازدید
[ گُ دَ ] (مص) (از گریز +یدن، پسوند مصدری) (حاشیهٔ برهان چ معین). گریختن و گریغتن که مصدر گریغ است. (آنندراج). گریختن و گریزدن باشد. (برهان): بوزنه جست و گریز اندر زمی بانگ برزد از کروز و خرمی.رودکی.
کلمات همقافیه با «گریزیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر