معنی گریزجای
7 بازدید
[ گُ ] (اِ مرکب) گریزگاه. جای گریختن. مُراغَم. مَناص. (منتهی الارب). مَفَرّ. (تفلیسی): باز آمدی چو باز سفید از گریزجای بازآمدی چو شیر سیه در شکارگاه. سیدحسن غزنوی.
کلمات همقافیه با «گریزجای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر