معنی گریزاگریز
6 بازدید
[ گُ گُ ] (اِ مرکب) گریز پی در پی. گریز به شتاب و بدون درنگ : با کفش این چشمهٔ سیماب ریز خوانده چو سیماب گریزاگریز.نظامی. ستیزنده از تیغ سیماب ریز چو سیماب کرده گریزاگریز.نظامی.
کلمات همقافیه با «گریزاگریز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر