معنی گریبانگسل
6 بازدید
[ گِ گُ سِ ] (ن مف مرکب) گریبان گسلیده. گریبان پاره. گریبان چاک. || مجازاً شکفته : غنچه که با باد گشایدش دل شد هم از آن باد گریبان گسل. میرخسرو (از آنندراج). رجوع به گریبان شود.
کلمات همقافیه با «گریبانگسل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سل» برای سرودن شعر