معنی گرگ باران‌دیده

معنی گرگ باران‌دیده

4 بازدید
[ گُ گِ دی دَ / دِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) آزموده کار و گرم و سرد روزگار دیده. (غیاث اللغات). ظاهر آن است که گرگ بچه از باران میترسد و در وقت باران از سوراخ خود برنمی آید هرچند گرسنه و تشنه باشد اما چون گرگی بیرون خانهٔ خود باشد و از اتفاقات او را باران درگیرد و ببیند از او آفتی و ضرری نمیرسد، بار دیگر دلیر می شود و از باران خائف نمیگردد، و این کنایه از مردم آزموده کار و گرم و سرد عالم چشیده است و در محل ذم مستعمل است : نیست دیگر از زر قلبی که در کارش کنند یوسف بی طالع ما گرگ باران دیده است. میرزا صائب. گفتم از اشکم مگر گردون بپرهیزد ولی نیست بیم از گریه ام این گرگ باران دیده را. محمدقلی سلیم. کی ز هجوم تر شوند این گله سگ زانکه اینها گرگ باران دیده اند. میریحیی کاشی. کی همچو تو نوگلی بهاران دیده است یا در چمنی چشم هزاران دیده است ترک رخ تو نمیکند با صد طعن این مردم دیده گرگ باران دیده است. مسیح کاشی. پس تقلید رشیدی که گرگ باران دیده غلط است و صحیح «بالان دیده» (است) و بالان گله و رمه را گویند، غلط باشد؛ صحیح پالان دیده به بای فارسی مرادف آن است چه بازیگران ولایت گرگ را پالان بندند چنانچه از اهل زبان شنیده شده و بتحقیق پیوسته. (آنندراج): با تریهای فلک با چشم گریانم چه باک در فراق یوسف خود گرگ باران دیده ام. مخلص کاشی (از مجموعهٔ مترادفات ص ۹). کی ز آه و اشک مظلومان دلش آید به رحم گرگ باران دیده باشد ظالم روباه باز. شریف (از مجموعهٔ مترادفات ص ۹). در امثال و حکم دهخدا آمده: گرگ باران دیده بودن؛ مجرب و آزموده بودن : دوش میرفتم به کوی یار بارانم گرفت در میان عاشقان من گرگ باران دیده ام. از تریهای فلک با چشم گریانم چه باک در فراق یوسف خود گرگ باران دیده ام. کی ز آه اشک مظلومان دلش آید برحم گرگ باران دیده باشد ظالم روباه باز. همانا گرگ باران دیده باشی تو خیلی پاردم سائیده باشی.ایرج میرزا. چرخ روبه باز را از اشک گلنارت چه باک بر سر آن گرگ از این باران فراوان آمده. کاتبی. نظیر: گرم و سرد روزگار چشیده. پست و بلند دنیا دیده. رجوع به شتر که چار دندان شود... شود. (امثال و حکم دهخدا ص ۱۳۰۰). رجوع به باران و بالان دیده شود.

کلمات هم‌قافیه با «گرگ باران‌دیده»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ده» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید