معنی گرگپیکر
7 بازدید
[ گُ پَ / پِ کَ ] (ص مرکب) گرگ منظر. || درفشی که به هیأت گرگ باشد: یکی گرگ پیکر درفش از برش به ابر اندر آورده زرین سرش.فردوسی. به پیش اندرون گرگ پیکر یکی یکی ماه پیکر ز دور اندکی.فردوسی. ز تیغ دلیران هوا شد بنفش نه پیداست آن گرگ پیکر درفش.فردوسی.
کلمات همقافیه با «گرگپیکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر