معنی گرگو
6 بازدید
[ گُ ] (اِخ) قصبه ای است در کلار. نصیرالدوله شهریاربن کیخسرو (۷۱۷ -۷۲۵ هـ . ق.) قصبه و قصری و بازاری در گرگو ساخت که لابد همان کرکو است که در ۸۵۰ هـ . ق. اقامتگاه ملک اویس بن کیومرث در کرگوگردن بود و بدون شک همان کرکو یا گرگو است. (ترجمهٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ۲۰۶).
کلمات همقافیه با «گرگو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گو» برای سرودن شعر