معنی گرگهلان
7 بازدید
[ گُ گِ ] (اِخ) دهی است از دهستان خدابنده لو بخش صحنهٔ شهرستان کرمانشاهان واقع در ۱۰۰۰۰گزی شمال صحنه. کنار راه مالرو صحنه بسنقر. هوای آن سرد. دارای ۱۲۶ تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات دیمی و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «گرگهلان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر