معنی گرگه
5 بازدید
[ گُ گِ ] (اِخ) دهی است از دهستان اورامان بخش رزاب شهرستان سنندج، واقع در ۱۱۰۰۰گزی شمال باختر رزاب و ۱۰۰۰گزی خاور اتومبیل رو مریوان به رزاب. هوای آن سرد، دارای ۲۲۰ تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و حبوبات و لبنیات و توتون و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ گُ گَ ] (اِخ) تیره ای از کورکور هفت لنگ. (جغرافیای سیاسی کیهان ص ۷۳).
کلمات همقافیه با «گرگه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گه» برای سرودن شعر