معنی گرگز
7 بازدید
[ گُ گُ ] (اِخ) دهی است از دهستان شراء بخش سیمینه رود شهرستان همدان، واقع در ۲۸۰۰۰گزی شمال خاور همدان و ۴۰۰۰گزی شاهبداق. هوای آن سرد، دارای ۱۰۸ تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود و محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ گُ گَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان درختنگان بخش مرکزی شهرستان کرمان، واقع در ۳۰۰۰۰گزی شمال کرمان، سر راه مالرو شهداد به کرمان. دارای ۱۰ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «گرگز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گز» برای سرودن شعر