معنی گرگربائی
6 بازدید
[ گُ رُ ] (حامص مرکب) ربودن بسان گرگ. مانند گرگ حمله بردن. || مجازاً، غارت. تاراج : قبایل ترکان... از اطاعت و انقیاد او منخلع شده و تعرض می رسانیده و بر حواشی و مواشی او می زده و گرگ ربائی میکرده. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «گرگربائی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر