معنی گرگاو
8 بازدید
[ گُ ] (اِ) نوعی از پای افزار است که شاطران و پیاده روان پوشند و به گرگابی شهرت دارد. (برهان) (جهانگیری) (انجمن آرا): کهنه گرگاو در برابر داشت کرد در پا و گرگ دو برداشت. جامی (از جهانگیری). بجستجوی تو گردون چو عزم راه کند ز خام ثور کند پای ماه را گرگاو. شیخ آذری طوسی (از انجمن آرا).
کلمات همقافیه با «گرگاو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «او» برای سرودن شعر