معنی گرگابی
10 بازدید
[ گُ ] (اِ) قسمی از پای افزار و از نعلین. (ناظم الاطباء). گرگاو. (آنندراج). رجوع به گرگاو شود.[ گُ ] (اِخ) دهی است از بخش سنجابی شهرستان کرمانشاهان، واقع در ۱۶۰۰۰گزی شمال کوزران و ۵۰۰۰خاور راه فرعی کوزران به ثلاث. هوای آن سرد، دارای ۱۴۰ تن سکنه است. آب آنجا از چاه تأمین میشود و محصول آن غلات و حبوبات، دیم، لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری است و راه آنجا مالرو است. تابستان میتوان اتومبیل برد. دو محل نزدیک هم واقع شده به علیا و سفلی مشهورند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «گرگابی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر