معنی گرگآباد
6 بازدید
[ گُ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان گور بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت، واقع در ۶۲۰۰۰گزی جنوب خاوری ساردوئیه. و ۲۰۰۰گزی شمال راه مالرو دارزین به ساردوئیه دارای ۱۲ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ گُ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔبخش اشنویه شهرستان ارومیه، واقع در ۴ هزارگزی خاور اشنویه و پانصدگزی شمال شوسهٔ اشنویه. هوای این منطقه جلگه سردسیر است و دارای ۱۹۲ تن سکنه است. آب آنجا از رودخانهٔ اشنویه تأمین میشود. محصول آن غلات و حبوبات و توتون و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ گُ ] (اِخ) دهی است از دهستان گورگ بخش سردشت شهرستان مهاباد، واقع در ده هزارگزی شمال سردشت و پانصدگزی باختر شوسهٔ سردشت به مهاباد. کوهستانی و جنگلی، هوای آن معتدل و سالم، دارای ۷۶ تن سکنه است. آب آنجا از رودخانهٔ سردشت تأمین میشود. محصول آن غلات و توتون و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است و صنایع دستی آنان جاجیم بافی و راه شوسه دارد. در تابستان میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «گرگآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر