معنی گرکش
7 بازدید
[ گَ کِ ] (اِخ) دهی است از دهستان لند بخش حومهٔ شهرستان خوی، واقع در ۶۳ هزارگزی شمال باختری خوی و در مسیر راه ارابه رو بله سور است. هوای آن سرد و دارای ۹۵ تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه آن مالرو است. ۴ هزار گز مرز ایران و ترکیه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «گرکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر