معنی گرکان
7 بازدید
[ گَ ] (اِ) نوعی گز در راه کرمان به بندرعباس.[ گُ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان گوک بخش شهداد شهرستان کرمان، واقع در ۱۰۵۰۰۰گزی جنوب شهداد، سر راه فرعی گوک به شهداد، دارای ۲۰ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ گَ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان یوسف وند بخش سلسلهٔ شهرستان خرم آباد، واقع در ۲۳ هزارگزی شمال باختری اشتر و ۴ هزارگزی باختر جادهٔ اتومبیل رو خرم آباد به کرمانشاه. منطقه ای است سردسیر و مالاریائی. دارای ۵۴۰ تن سکنه است. آب آنجا از رودخانهٔ کهمان تأمین میشود. محصول آن غلات و تریاک و حبوبات و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری راه آن مالرو است. ساکنین از طایفهٔ یوسف وند هستند. این آبادی در دو محل بفاصلهٔ ۲ هزار گز دور از هم واقع شده اند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «گرکان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر