معنی گرو کشیدن
7 بازدید
[ گِ رَ / رُو کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) به گرو نگاه داشتن چیزی را تا وام در موعد مقرر ادا گردد. چیزی را بتصرف خود آوردن تا ملک آن وام خود را بپردازد یا بوعدهٔ خود وفا کند.
کلمات همقافیه با «گرو کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر