معنی گروگیر کردن
8 بازدید
[ گِ رَ / رُو کَ دَ ] (مص مرکب) به رهن گرفتن. به رهن خود درآوردن : گرو کن به عمر ابد جام را گروگیر کن بادهٔ جام را.نظامی.
کلمات همقافیه با «گروگیر کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر