معنی گروگان خواستن
5 بازدید
[ گِ رَ / رُو خوا / خا تَ ] (مص مرکب) چیزی را به رهن طلبیدن. تقاضای رهن کردن. کسی را طلبیدن تا به گرو نزد خود نگاه دارند: گروگان همی خواهد از شهریار چو خواهی که برگردد از کارزار.فردوسی.
کلمات همقافیه با «گروگان خواستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر