معنی گروه گشتن
6 بازدید
[ گُ گَ تَ ] (مص مرکب) جمع شدن. اجتماع کردن. فراهم آمدن : دد و مرغ و نخجیر گشته گروه برفتند ویله کنان سوی کوه.فردوسی. خور و خواب و آرام بر دشت و کوه برهنه به هر جای گشته گروه.فردوسی. رجوع به گروه شود.
کلمات همقافیه با «گروه گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر