معنی گرون
14 بازدید
[ گِ رِ وَ ] (اِخ) ژاک، طبیب و شاعر فرانسوی متولد در کلرمونت آن بووزی (حدود ۱۵۳۸ -۱۵۷۵م.). مصنف کمدیها و تراژدیها است.(اِخ) رئیس هیئت اعزامی آلمانی که در سال ۱۹۰۲ -۱۹۰۳م. برای کشفیات به تورفان رفته است. (سبک شناسی بهار ج ۱ ص ۳۹).
کلمات همقافیه با «گرون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر