معنی گروش
7 بازدید
[ گِ رَ وِ ] (اِمص) عملِ گرویدن. ایمان آوردن : نخست خود را هست کنم و عقد کنم و موجود کنم از گروش، که: آمنوا... (کتاب المعارف بهاءولد).
کلمات همقافیه با «گروش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر