معنی گرور
6 بازدید
[ گِ رْ وَ ] (ص) واجب که در مقابل ممکن است باشد. (برهان) (آنندراج). این کلمه برساختهٔ دساتیر (فرهنگ دساتیر ص ۲۶۳) و مخفف و مصحف «گروگر» است. (حاشیهٔ برهان چ معین).[ گَ رْ وَ ] (اِخ) دهی است از دهستان نعلین بخش سردشت شهرستان مهاباد، واقع در ۳۲هزارگزی شمال باختری سردشت و ۱۴هزاروپانصدگزی شمال باختری شوسهٔ سردشت به مهاباد. هوای آن کوهستانی و معتدل و دارای ۲۱۶ تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود و محصول آنجا غلات و توتون و مواد جنگلی و شغل اهالی زراعت و گله داری صنایع دستی آنان جاجیم بافی و راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «گرور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر