معنی گرنام
7 بازدید
[ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان شهریاری بخش چهاردانگهٔ شهرستان ساری، واقع در ۲۶۰۰۰گزی جنوب خاوری بهشهر و ۲۰۰۰گزی جنوب رودخانهٔ نکا. هوای آن معتدل، دارای ۴۵۰ تن سکنه است. آب آنجا از رودخانه تأمین میشود. محصول آن غلات، لبنیات، ارزن. شغل اهالی زراعت و گله داری، صنایع دستی زنان، شال و کرباس بافی است. راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳). رجوع به ترجمهٔ سفرنامه مازندران و استرآباد رابینو ص ۱۶۰ شود.[ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان جرگلان بخش مانهٔ شهرستان بجنورد، واقع در ۶۷ هزارگزی شمال باختری مانه، هوای آن گرم، دارای ۱۷۶ تن سکنه است. آب آنجا از رودخانه تأمین میشود و محصول آن غلات بنشن و تریاک و شغل اهالی زراعت و مالداری. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «گرنام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر