معنی گرم و سرد
6 بازدید
[ گَ مُ سَ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) حار و بارد. رجوع به گرم و رجوع به سرد شود. || کنایه از حوادث زمان. (آنندراج). کنایه از محنت و راحت و سخت و سست و شدت و رخا و بدی و نیکی و امثال اینها. (برهان). - گرم و سرد روزگار چشیدن؛ باتجربه شدن. تجربه آموختن. ورزیده شدن. مجرب گشتن. تطورات روزگار را دیدن : مرد باخردی تمام بود [ خواجه حسن ]. گرم و سرد روزگار چشیده و کتب باستان خوانده. (تاریخ بیهقی). اما ایاز از بس بناز و عزیز برآمده است هر چند عطسهٔ پدر ماست و از سرای دور نبوده است و گرم و سرد نچشیده. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۶۵). رجوع به گرم و سرد چشیدن شود.
کلمات همقافیه با «گرم و سرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر