معنی گرم راندن
7 بازدید
[ گَ دَ ] (مص مرکب) تند راندن. سریع رفتن : رهی به پیش خود اندرگرفت و گرم براند به زیر رایت منصور لشکری جرار.فرخی.
کلمات همقافیه با «گرم راندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر