معنی گرم خون
8 بازدید
[ گَ ] (ص مرکب) کنایه از بسیاردوست و بامحبت و اختلاطکننده. (برهان) (آنندراج) (غیاث): شب نه در خوابم که بینی چشم حیرانم بهم کز سرشک گرم خون چسبیده مژگانم بهم. محمدسعید (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «گرم خون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر