معنی گرم ایستادن
4 بازدید
[ گَ دَ ] (مص مرکب) کاملاً گرم شدن. نهایت گرم گردیدن : میان هر دو لشکر مسافت [ لشکر محمود و مسعود ] نیم فرسنگ بود و هوا سخت گرم ایستاد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۱۸). امیر به گرگان رسید و هوا سخت گرم ایستاده بود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۷۶).
کلمات همقافیه با «گرم ایستادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر