معنی گرم‌گاه

معنی گرم‌گاه

5 بازدید
[ گَ ] (اِ مرکب) میان روز باشد که هوا در نهایت گرمی است. (برهان) (انجمن آرا) (آنندراج). هاجِره. (منتهی الارب). غائِره. (ملخص اللغات حسن خطیب). هَجیرَه. (منتهی الارب): تنش زرد و گوش و دهانش سیاه ندیدی کس او را مگر گرمگاه.فردوسی. چو تشنه گشته و گم بوده مردمی بودم بطمع آب روان گرمگاه سوی سراب.فرخی. یک روز گرمگاه در سراپرده به خرگاه بود به صحرای بست. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۵۸). یک گرمگاه این غلامان و مقدمان محمودی مستنکر با بارانیهای کرباسین و دستارهای در سر گرفته پیاده بنزدیک امیر مسعود آمدند. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص ۱۳۴). بروز دگر ناگهان گرمگاه رسیدند در لشکر کینه خواه.(گرشاسب نامه). یکی را بر جنازه ای برنهادند و بدان بهانه بسیاری بهم برآمدند و به گرمگاهی سوی هاشمیه رفتند. (مجمل التواریخ والقصص). به گرمگاه بدشت ار بیفکنی یاقوت چنان گداخته گردد که نقره اندر گاه.ازرقی. گرمگاهی که چو دوزخ بدمد باد سموم تف با حورا چون نکهت حورا بینند. خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص ۹۱). گرمگاهی کافتاب استاده در قلب اسد سنگ و ریگ ثعلبیه بید و ریحان دیده اند. خاقانی. او [ علی علیه السلام ] گفت یک روز به گرمگاه نزدیک رسول صلوات اللََّه علیه شدم. (تفسیر ابوالفتوح رازی). روز دیگر گرمگاه سلطان در خرگاه خویش آسایش داده بود. (راحةالصدور راوندی). در راه در گرمگاه در سایهٔ درختی تکیه کردم. (انیس الطالبین نسخهٔ خطی کتابخانهٔ مؤلف ص ۱۳۱). روزی در وقت گرمگاه در فصل تموز از قصر عارفان بطرفی میرفتم. (انیس الطالبین ایضاً ص ۲۹).

کلمات هم‌قافیه با «گرم‌گاه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید