معنی گرمرود
7 بازدید
[ گَ ] (اِخ) از جملهٔ دهات تنکابن است که آن را رمک هم میگویند. (ترجمهٔ سفرنامهٔ مازندران و استراباد رابینو ص ۱۴۴).[ گَ ] (اِخ) از جملهٔ دهات ساری است. (ترجمهٔ سفرنانهٔ مازندران و استراباد رابینو ص ۱۶۲).[ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گلیجان رستاق بخش مرکزی شهرستان ساری، واقع در ۱۸۵۰۰گزی جنوب خاوری ساری، شمال درهٔ زارم رود. منطقه ای است کوهستانی و جنگلی هوای آن معتدل و دارای ۱۹۰ تن سکنه است. آب آنجا از رودخانهٔ زارم رود تأمین میشود، محصول آن برنج، غلات، لبنیات، میوه جات، شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. گله داران تابستان به ییلاق چهاردانگه میروند. دبستان هم دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ گَ ] (اِخ) در جنوب سراب در آذربایجان واقع شده و رود قرانقو از آن میگذرد. رجوع به جغرافیای غرب ایران دکتر کریمی ص ۳۹ شود. گرمرود ولایتی است، درو صد پاره دیه بود و هوایش خوش تر از میانج بود و پنبه و انگور و برنج و دیگر حبوبات باشد و آبش از آن کوهها جاری است و فضلاتش در سفیدرود ریزد و مردمش سفیدچهره و ترک اخلاقند. حقوق دیوانیش بیست و پنجهزار و هشتصد دینار است. (نزهةالقلوب چ لیدن ص ۸۶).[ گَ ] (اِخ) رودی است که از سراب برمیخیزد و به ولایت گرم رود به آب میانج جمع میشود و به سفیدرود میریزد و طولش دوازده فرسنگ باشد. (نزهةالقلوب چ لیدن ص ۲۲۳).
کلمات همقافیه با «گرمرود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر