معنی گرمدره
5 بازدید
[ گَ دَ رِ ] (اِخ) دهی است از دهستان تنگ گزی بخش ارول شهرستان شهرکرد، واقع در ۱۵ هزارگزی شمال باختر ارول و ۵۰ هزارگزی تا راه عمومی کوهستانی. هوای آن معتدل، دارای ۱۶۰ تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات پشم و روغن و کتیرا و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).[ گَ دَ رِ ] (اِخ) دهی است از دهستان لار بخش حومهٔ شهرستان شهرکرد، واقع در ۳۶ هزارگزی شمال شهرکرد و ۶ هزارگزی راه موسی آباد به نجف آباد. هوای آن معتدل و دارای ۲۹۰ تن سکنه است. آب آنجا از زاینده رود تأمین میشود. محصول آن برنج و غلات و بادام و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).[ گَ دَ رِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان حومهٔ بخش کرج شهرستان تهران، واقع در ۸ هزارگزی جنوب خاور کرج. هوای آن معتدل. دارای ۲۹۰ تن سکنه است. آب آنجا از رودخانهٔ کرج تأمین میشود. محصول آن غلات و بنشن و صیفی و چغندرقند میوه و قلمستان است. شغل اهالی زراعت است و کاروانسرا و چند قهوه خانه سر راه دارد. در کنار راه ماشین رو تهران به کرج واقع شده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ گَ دَ رِ ] (اِخ) دهی است از دهستان سکمن آباد بخش حومهٔ شهرستان خوی، واقع در چهل هزاروپانصدگزی شمال باختری خوی و سه هزاروپانصدگزی جنوب باختری شوسهٔ خوی به سیه چشمه. منطقه ای است کوهستانی و سردسیر سالم و دارای ۲۴۹۰ تن سکنه است. آب آنجا از چشمه و قنات تأمین میشود و محصول آن غلات و حبوبات شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی جاجیم بافی است و از راه ارابه رو میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «گرمدره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر