معنی گرمخان
4 بازدید
[ گَ ] (اِخ) نام یکی از دهستان های بخش حومهٔ شهرستان بجنورد. محدود است از شمال به دهستان تکمران و گیفان از جنوب به کوه باباموسی، از مشرق متصل به خاک زعفران لو. موقعیت دهستان کوهستانی. هوای آن معتدل و محصول عمدهٔ آنجا غلات و تریاک. باغات و محصول دامی بحد کافی دارند. ساکنین از طوایف پیچرانلو میباشند که شغل آنها عموماً زراعت و گله داری است. این دهستان از ۳۶ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و در حدود ۷۹۷۱ تن جمعیت دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ گَ ] (اِخ) دهی است مرکز دهستان گرمخان بخش حومهٔ شهرستان بجنورد، واقع در ۱۸ هزارگزی شمال خاوری بجنورد. سر راه شوسهٔ عمومی بجنورد به قوچان. هوای آن معتدل، دارای ۳۲۹ تن سکنه است. آب آنجا از رودخانه تأمین میشود و محصول آن غلات و بنشن و تریاک و باغات انگور دارد. شغل اهالی زراعت و مالداری و راه آن مالرو است. دفتر ازدواج و طلاق دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «گرمخان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر