معنی گرمتاب
6 بازدید
[ گَ ] (نف مرکب) تابنده با حرارت بسیار. تابندهٔ گرم : بجشن همایون میمون تو چو گشت آفتاب از حمل گرمتاب همائی شود عدل تو کز هوا شود سایه دار سر شیخ و شاب.سوزنی.
کلمات همقافیه با «گرمتاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر