معنی گرماگرم
6 بازدید
[ گَ گَ ] (ص مرکب، ق مرکب) در حال گرمی. سرد نشده. گرم. داغ: ضماد را گرماگرم روی دمل گذاشتن.
کلمات همقافیه با «گرماگرم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر