معنی گرمابان
7 بازدید
[ گَ ] (اِ مرکب) حمام که آن را گرمابه نیز گویند. (جهانگیری) (برهان) (آنندراج): ببانگ ماهی بریان و ریش بزغاله بحرمت رسن و دلو چاه گرامابان. بدیع سیفی (از جهانگیری). || گرمابه بان هم هست که استاد حمامی باشد. (برهان) (آنندراج). از بیت فوق به اندک تکلفی این معنی را نیز میتوان فهمید. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). رجوع به گرمابه بان شود.
کلمات همقافیه با «گرمابان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر