معنی گرمآب
5 بازدید
[ گَ ] (اِ مرکب) آب گرم معدنی.[ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان چناران بخش حومه وارداک شهرستان مشهد واقع در ۶۱ هزارگزی شمال باختری مشهد و ۲ هزارگزی شمال راه شوسهٔ مشهد به قوچان. هوای آن معتدل و دارای ۹ تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و مالداری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ گَ ] (اِخ) نام ایستگاه راه آهن از دهستان علابخش مرکزی شهرستان سمنان است. دومین ایستگاه سمنان به دامغان واقع در ۳۶۵۰۰گزی. سکنهٔ آن همان کارمندان ایستگاه راه آهن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دینور بخش صحنهٔ شهرستان کرمانشاهان، واقع در ۵۲۰۰۰گزی شمال باختری صحنه و ۵۰۰۰گزی خلیل اللََّه. هوای آن سرد. دارای ۲۱۰ تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آنجا غلات و حبوبات و قلمستان و تریاک و توتون. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بیلوار بخش کامیاران شهرستان سنندج واقع در ۱۱۰۰۰گزی شمال خاوری کامیاران و ۸۰۰۰گزی خاور شوسهٔ کرمانشاه به سنندج و هوای آن سرد. دارای ۱۰۷ تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «گرمآب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آب» برای سرودن شعر