معنی گرشمه
6 بازدید
[ گِ رِ مَ / مِ ] (ص) غنج و ناز و دلال باشد. (صحاح الفرس). لغتی در کرشمه. رجوع به کرشمه شود.
کلمات همقافیه با «گرشمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر