معنی گرسیوز
6 بازدید
[ گَ سی وَ ] (اِخ) کرسیوز، در اوستا کرسوزده (از دو جزء: کرسه ، لاغر و اندک، و زده ، قوت، پایداری) به معنی استقامت و پایداری کم دارنده. نام برادر افراسیاب است. (یشتها پورداود ج ۱ ص ۲۱۱) (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). نام برادر افراسیاب است که در قتل سیاوش ساعی بود. (جهانگیری) (برهان) (آنندراج) (انجمن آرا): ز دیگر سو افراسیاب و سپاه چو پیران و گرسیوز کینه خواه. فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ص ۶۲۹). به گرسیوز آن داستانها بگفت نهفته برون آورید از نهفت. فردوسی (ایضاً ص ۶۲۹). و گرسیوز برادرش [ و ] پیروزی آغش را بود. (مجمل التواریخ والقصص ص ۴۹). و اندر عهد افراسیاب پهلوان او پیران ویسه و برادر افراسیاب گرسیوز... (مجمل التواریخ والقصص ص ۹۰). رجوع به حماسه سرائی در ایران تألیف دکتر صفا ص ۵۸۲ شود.
کلمات همقافیه با «گرسیوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر