معنی گرسنگی

معنی گرسنگی

6 بازدید
[ گُ رِ / رُ نَ / نِ / گُ سَ / سِ نَ / نِ ] (حامص) مقابل سیری است. (آنندراج). اشتهای طعام پس از هضم طعام پیش. اِستِجاعَة. وَبنَه. هُنبُغ؛ گرسنگی سخت. تَقَع. مخمصه و خَمصَة. جُلبَة. وَأج. هِلَّکَس. نَکَظ. هَمج. هِلقَس، گرسنگی سخت. قَیس. (منتهی الارب). سَغب. (دهار). تَغب. جوع. عَوَق. (منتهی الارب): از تشنگی و گرسنگی دارد راحت سیری شمرد خیر و همه گرسنگی شر. ناصرخسرو. چون نیابد به گه گرسنگی کبک و تذرو چه کند گر نخورد شیر ز مردار کباب. ناصرخسرو. از گرسنگی چون میخراشم صمغی ز درخت میتراشم.نظامی. با گرسنگی قوت پرهیز نماند افلاس عنان از کف تقوی بستاند.سعدی. یکی از حکما پسر را نهی کرد از بسیار خوردن که سیری مردم را رنجور کند گفت ای پدر گرسنگی خلق را بکشد. (گلستان). - تن به گرسنگی نهادن؛ گرسنگی را تحمل کردن : تن به بیچارگی و گرسنگی بنه و دست پیش سفله مدار. (گلستان). - گرسنگی خوردن؛ گرسنگی کشیدن. گرسنه ماندن. گرسنه بودن : نه تشنگی و گرسنگی باید خورد نوبت گرسنگی خوردن بردیم بسر.فرخی.

کلمات هم‌قافیه با «گرسنگی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «گی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید