معنی گرسنهدل
6 بازدید
[ گُ رِ / رُ نَ / نِ / گُ سَ / سِ نَ / نِ دِ ] (ص مرکب) حسود و رشکین. (ناظم الاطباء): طعمهٔ گرسنه دلان سخن استخوان ریزه های خوان من است. حسین ثنایی (از آنندراج). || منتظر و مشتاق بودن. (مجموعهٔ مترادفات ص ۳۴۳).
کلمات همقافیه با «گرسنهدل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دل» برای سرودن شعر