معنی گرستون
9 بازدید
[ گَ رَ ] (اِ) بمعنی گرستودن است که قپان باشد. (برهان) (انجمن آرا): خواهی به حسابش ده و خواهی به گزافه خواهی به ترازو ده و خواهی به گرستون. مولانا زرین (از شعوری ج ۲ ص ۳۰۲). || کیل و پیمانهٔ بزرگ، و معرب آن قرسطون است. (برهان). رجوع به کرستون و قرسطون شود.
کلمات همقافیه با «گرستون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر