معنی گرز یکزخم
6 بازدید
[ گُ زِ یَ / یِ زَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) گرزی که به یک زخم آن کار تمام شود. (آنندراج): من آن گرز یک زخم برداشتم سپه را همان جای بگذاشتم.فردوسی.
کلمات همقافیه با «گرز یکزخم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خم» برای سرودن شعر