معنی گرزهٔ گاوسار
8 بازدید
[ گُ زَ / زِ یِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) گرزهٔ گاوچهر است که عمود فریدون باشد. (برهان). گرزهٔ گاوپیکر است. (جهانگیری): نشست از بر تخت گوهرنگار ابا تاج و با گرزهٔ گاوسار.فردوسی. کمر بستن و رفتن شاهوار به چنگ اندرون گرزهٔ گاوسار.فردوسی. همیرفت [ گشتاسب ] با گرزهٔ گاوسار چو سرو بلند از لب جویبار.فردوسی. رجوع به گرزهٔ گاوچهر و گرزهٔ گاورنگ و گرزهٔ گاوپیکر و گرزهٔ گاوروی و گرزهٔ گاوسر و گرزهٔ گاومیش شود.
کلمات همقافیه با «گرزهٔ گاوسار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سار» برای سرودن شعر