معنی گرد نماندن
7 بازدید
[ گَ نَ دَ ] (مص مرکب) گرد نماندن از...، کنایه از اثر نماندن. (آنندراج): چنان خواهم بمستی کام از لعل لبت گیرم که گردی از نمک باقی نماند از نمکدانت. کلیم (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «گرد نماندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر