معنی گرد نشستن
7 بازدید
[ گِ نِ شَ تَ ] (مص مرکب) چهارزانو نشستن : ملوک را نشاید که کاغذ بر سر زانو گیرند و دبیروار نشینند تا چیزی نویسند، بلکه ایشان را گرد باید نشست و کاغذ معلق باید داشت. (نوروزنامه).[ گَ نِ شَ تَ ] (مص مرکب) گردآلود شدن. چرکین شدن. || مجازاً نقصان یافتن. زیان رسیدن : گر جملهٔ کائنات کافر گردند بر دامن کبریاش ننشیند گرد. خواجه عبداللََّه انصاری. خاک نعلین تو ای دوست غبارم شد تا بر آن دامن عصمت ننشیند گردم. سعدی (خواتیم). گفت در راه دوست خاک مباش نه که بر دامنش نشیند گرد.سعدی (بدایع).
کلمات همقافیه با «گرد نشستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر