معنی گرد خوردن
5 بازدید
[ گَ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب) گردآلود شدن. (آنندراج): میخورد گرد عبث محمل لیلی در دشت نیست جز عشق تمنای دگر مجنون را. صائب (از آنندراج). آزادگان بجای رسیدند و ما همان زآن رهروان که گرد پس کاروان خورند. نظیری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «گرد خوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر